موضوع : روزانه ها
پائیز داره از راه میرسه٬نشونش هم برگای خشکیه که تو حیاط ریخته و قاصدکائی که گربه رو از خود بیخود می کنن!
گربه کوچولو این روزا خیلی بزرگتر شده٬البته هنوز خیلی مونده که واسه خودش آدمی شه!
صداش که هیچ تغییری نکرده٬همون جوری نازک و خنده دار٬خوب آخه مربیش واسه میو میو من بودم که با وجود همه ی تلاشام نتونستم جای مادرشو پر کنم!
همین که میرم تو حیاط میو میو میکنم٬اونم سریع جواب میده٬فقط نگران این دو روزیم که داریم میریم واسه خواستگاریه سهند!
بابا میگه واسه دو وزش غذا میذاریم٬ولی من میدونم گربه چاقه میاد همه رو می خوره٬شک ندارم.تازه ممکنه چنگش هم بزنه.
خیلی ازون گربه گندهه میترسه٬همین طوری بیحرکت میشه وقتی میبیندش٬رسما خشکش میزنه٬
تا من برم و اون گنده بکو فراری بدم٬بعد واسه تشکر کلی برام صداهای مسخره در میاره!
راستی ما جمعه شب میریم اصفهان٬قراره بریم خونه ی سهند اینا.کلی هیجان دارم.و البته بیشتر اون استرس.
واااااااااااااای باورم نمیشه٬کاش همه چی عالی پیش بره.
خدایا کی میشه ما عقد کنیم٬سهند بیاد خونمون واسش غذاهای خوشمزه درست کنم؟
انواع کیک٬غذاهای چینی٬غذاهای خوشگل!!!!!!!!!!!!!!!!
بعدم از چاقی بترکیم!!!!
من که خدارو شکر این مدت ۴.۵ کیلو کم کردم.البته اگه این سهند چشمم نزنه!آخه جمعه خودمو وزن کردم ۴۸ بودم با کلی ذوق زنگ زدم بهش خبر دادم٬ کلی ایش و اینا کرد که دیگه داری میشی یه مشت استخون!!!!!!
آقا شاید باورتون نشه ولی بعدش که قطع کردم باز وزن کردم ۴۹ بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی با اون چشم شورش از راه دور یه کیلو به وزنم اضافه کرد.!!!!!!!!تازه بعدم می گفت مال اون یه پاکت خامه است که دیروز خوردی.
خوب چیکار کنم اخه؟من یه مشکل بزرگی دارم اون عشق بدون مرز به کره و خامه٬و باید اصلا جلو دستم نباشه وگرنه خودمو خفه می کنم!
سهند جونم شوخی کردم.فکر کنم تنظیماتش خراب بود.اصلا هم ربطی به حرفای تو نداشت.تازه اون موقع هم بهش گفتم عزیزم من می خوام الان خودمو یه عاااااااالمه لاغر کنم٬که بعدا که پیش هم بودیم با خیاله راحت هی بخوریم!
حالا میگین نه؟ ببینین اگه من تا آخر ماه رمضون ۴۵ نشدم.
خوش به حال نورا ۸ سانت از من بلندتره یکی دو کیلو هم لاغرتر٬خیلی باربیه٬تازه هی میگه من چاقم!!!!!!!!!!!!!!!
اه چه قد راجع به چاقی لاغری نوشتم حالم بد شد
|